سلام
واقعاً سوال مهمیه ها! سوالی که هم آقایون رو کلافه کرده و
هم خانمها رو. مردهایی که خیلی خوب باشن هی از خانمشون میپرسن چی دوست داری تا
طبق اون عمل کنن و بازم میبینن خانم راضی نیست! میدونین چرا؟ چون خود خانم هم
نمیدونه واقعاً چی میخواد.
بیتعارف بگم، ما خانمها، خصوصاً توی مسائل مربوط به زندگی
مشترکمون خیلی ظاهربین هستیم. دلمون میخواد شوهرمون مثل شوهر سوسن جون پول به
پامون بریزه. مثل شوهر نسترن جون آزادمون بگذاره. مثل شوهر سوری جون رمانتیک و
عشقولانه باشه. مثل داداش بزرگه دو شیفت کار کنه که ما در رفاه باشیم و مثل داداش
کوچیکه اگر کسی به زنش بگه بالای چشمت ابرو هستش. طرفو بزنه له کنه و ....
این البته راجع به خانواده همسر، نوع خونه و زندگی و همه
اینها صدق میکنه.
اما بیاین دقیقتر به ماجرا نگاه کنیم. راجع به ازدواجهای
اجباری صحبت نمیکنم (هر چند به نظرم هیچ کس اجباری ازدواج نمیکنه! کسی اگر نخواد
میتونه به راحتی بگه نه!). از خودمون بپرسیم چی شد که با این آدم ازدواج کردم؟
عاشق شدم، آدم خوبی بود، خونواده خوبی داشت، پولدار بود، هر چی....
اما بالاخره طرف یک چیزی داشته که ما خواستیم باهاش ازدواج
کنیم دیگه؟
همسر من یک چیز داشت و اون این که برای خودش نبود. مثل مسیح
میموند. زندگی وقف دیگران. خوب یکی از اون دیگران من بودم. اما ما یک فرقی داشتیم
و اون اینکه واقعاً مرید و مراد بودیم (من مرید و اون مراد). اما بعد از ازدواج
زندگیمون خیلی زمینی شد. نمیدونم شاید این ویژگی ازدواجه. شاید ما خودمون از اون
حالتمون محافظت نکردیم، شاید مشکلاتی که برامون پیش اومد باعثش شد و شاید هم اصلاً
همین درسته! باید اینطوری میشد! ولی هر چی بود من یکی که دوستش نداشتم! خوب من هم
مثل هر دختر دیگهای فکر میکردم ازدواج همه چی رو خوب میکنه. البته خیلی چیزا رو
خوب کرد اما خانواده همسرم.....! خوب اونها با خانواده من خیلی خیلی متفاوت بودند
و من رو نپذیرفتند و این بهم ضربهای زد که هنوز هم که هنوزه ادامه داره!
الان که دارم فکر میکنم میبینم که همسرم مرد خوبیه! پسر و
برادر خوبیه. حتی گاهی اوقات هم همسر خیلی خوبیه! اما یک ایراد بزرگ توی زندگی ما
هست که من قبل از ازدواجم هم میدونستم اما فکر نمیکردم اینقدر اهمیت داشته
باشه...
من اولویت اول زندگی همسرم نیستم.
اینو به همه آقایون بگم، همسر شما فقط میخواد مطمئن بشه که
اولویت اول زندگی شماست. مهمتر از خانوادتون، کارتون، لبتابتون و اتومبیلتون و
حتی بازی فوتبال یوونتوس و بارسلونا!!!
زن جنبه دار هیچ وقت نمیآد مثلاً وقتی پدرتون بیمارستانه
بگه بیا بریم کفش بخریم واسه عروسی. اما براش مهمه که توی همون گیر و دار یک زنگش
بزنید و بگید: عزیزم خوبی؟
برای زن فقط مهمه که بدونه همسرش همیشه به یادشه! واقعاً
تامین همچین خواستهای انقدر سخته؟؟؟!!!
خوب الان من نزدیک به سه سال و نیمه که دارم اینجا مینویسم.
بیشتر از روزهای بدم تا روزهای خوبم! روزهای خوبم روزهایی بوده که برای همسرم
اولویت اول بودم. روزهایی که مثلاً وسط روز زنگ میزده حالم رو میپرسیده یا مثلاً
بعد از امتحانم اس ام اس میزده، عزیزم امتحانت خوب شد؟ روزهایی که جلوی خونوادش
دست نوازشی بر سرم کشیده (باور کنین این یک مورد از عدد انگشتای یک دست هم کمتر
بوده!)
من زنم و مثل بقیه زنها به رفتار همسرم حساس! اما اگر از
همین مطمئن شم که اولویت اول زندگیشم، فکر نمیکنم دیگه مشکل ویژهای داشته باشم.
فکر نمیکنم هیچ زنی اونطوری مشکل ویژهای داشته باشه!
+ نوشته شده توسط یاسمین در دوشنبه بیست و هفتم دی 1389 و ساعت
18:28 |